تبليغاتX
تغییر
جمعه بیست و هشتم مهر 1385
بر گرفته از نشریه جوانان کمونیست ۲۶۸

 

 

۱۶مهر و ۱۶ آذر

 

در حاشیه روز جهانی کودک در ایران

 

 

جامعه ایران بار دیگر شاهد اتفاق مهمی بود. روز ۱۶ مهر ماه به مناسبت روز جهانی کودک در شهر های مختلف ایران مراسم های با شکوهی برگزار شد. مراسم هایی گاه چندین هزار نفره، های شاد و مدرن. در حدود بیست و پنج شهر ایران. از شهر های کردستان گرفته تا تهران فعالین حقوق کودک، جوانان، زنان، فعالین کارگری و دانشجویان و در یک کلام چپ جامعه 16 مهر را با ابتکارات بی نظیر خود به روزی به یاد ماندنی تبدیل کرد. در این مراسم ها قطعنامه های پیشرویی صادر شد. خواست های رادیکال زیادی مطرح شد. صدای جامعه در دفاع از حقوق کودکان بلند شد. افراد و ارگانهای مختلف حمایت خود را از حقوق پایمال شده کودکان در جامعه اعلام کردند. اعلام کردند که "کودکان مقدمند". به فقر کودکان اعتراض کردند. خواهان لغو "کار" کودکان شدند. بهداشت، مسکن و امکان تحصیل کودکان را جزو حقوق پایه ای آنها برشمردند. علیه تهدید جنگ و بمب اتم شعار داده شد.  این اتفاقات بسیار جالب و در خورد توجه است. به انسان روحیه میدهد.

اما واقعا چه اتفاقی افتاده است؟ چرا اینطور و در این چنین ابعادی به روز کودک توجه میشود ؟ بنظرم این موضوع را فقط در متن تحولات رو به جلوی جامعه میشود توضیح داد. جامعه به شدت در حال تغییر است. جنبش انقلابی مردم در حال پیشروی است. مبارزه برای حقوق کودک در این شکل از چندی پیش در ایران شروع شده است. میرود که به بستری برای نشان دادن اعتراض و خشم مردم به وضع موجود بدل گردد. جشن "آدم برفی ها" که اولین بار در سنندج برگزار شد شروع این حرکت بود. اما به جرات میتوان گفت که مراسم امسال بی همتا بوده است. چه به لحاظ استقبال از آن و چه به لحاظ خواست های مطرح شده و رادیکالیسم آن. این روز نشان داد که  توازن قوا به نفع مردم تغییر میکند. این حرکت یک بار دیگر نشان داد که چپ دارد در جامعه دست بالا پیدا میکند و نقش فعال بازی میکند. این حرکت خبر از قدرت یک جنبش عمیق و انسانی و کارگری میدهد. در این روز اعلام می شود که حقوق کودکان مرز و کشور نمی شناسد. با هرگونه ناسیونالیسم و ملی گرایی و تبعیض مرزبندی میشود. این روز علیه کل نظام سرمایه داری و همه مصائب ناشی از آن است. علیه وضع موجود است. نشان میدهد که جامعه ایران دستخوش چه تحولاتی خواهد شد.

 روز جهانی کودک در ایران نشان داد که مردم مرعوب نشده اند. نه فقط مرعوب نشده اند بلکه جسور و پر انرژی به میدان می آیند.  ترفند برگزاری " مراسم های آلترناتیو" توسط رژیم هم مانع از تجمع چند هزار نفری مردم در این روز نشد. ۱۶ مهر امسال را باید در کنار اعتصابات تعطیل ناپذیر کارگری، اعتراض به قتل اکبر محمدی، اجتماع خاوران، تجمع 22 خرداد زنان، اعتراض وسیع و گسترده به حکم اعدام کبرا رحمانپور و وقایع دیگر نظیر این گذاشت تا فهمید در ایران چه خبر است. بنظرم جنبش انقلابی مردم دارد به اعتماد بنفس بالای دست پیدا میکند. خود آگاه تر و رادیکال تر از قبل میشود. باید این روند را ادامه داد. باید برای حرکت های بزرگتر آماده شد.  حزب ما روشن است که نقش فعال و تعیین کننده ای داشته است و بعد از این حتی وظایف مهمتری بر دوشش قرار میگرد.

اما  ۱۶ مهر امسال باید الگویی برای ۱۶ آذر باشد. اینها از هم جدا نیستند. همه اشکال بروز اعتراض جامعه به نظام کثیف اسلامی سرمایه در ایران هستند. گرامیداشت روز جهانی کودک در این ابعاد نشان داد که میتوان و باید ۱۶ آذر را به مراتب گسترده تر برگزار کرد. باید به یک اعتراض همه مردم تبدیلش کرد. باید از همین الان مشغول سازماندهی و برنامه ریزی شد. در این مورد در اطلاعیه سازمان جوانان کمونیست آمده است.

نوشته شده توسط سامی در 7:54 | | لینک به این مطلب
سه شنبه هجدهم مهر 1385

 

قطعنامه همايش كودكان كار و خيابان

 

بمناسبت جشن روز جهانی كودك

 

برگرفته از سایت "کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری"

 

ما مي‌انديشيم و اعتقاد داريم، مي‌شود همين امروز و با امكانات موجود پديدة كودكان كار و خيابان را مرتفع كرد خواسته‌هاي ذيل حاصل تجارب عملي فعالين در عرصة حمايت از كودكان كار و خيابان و الزامات زندگي اين كودكان بوده و سعي شده از نگاه آنها به موضوع پرداخته شود.

- تقدم حقوق كودك برهرگونه مصلحت اقتصادي، سياسي و اجتماعي.

- نگاه احترام آميز جامعه به كودكان كار و خيابان به عنوان انساني كه حقوقش مورد تعرض قرار گرفته؛ مي‌بايد اساس تعاريف دولت و جامعه قرار بگيرد و تمامي نگرش‌ها و تعاريفي كه به هر طريقي آنان را عوامل قاچاقچيان، فروشندگان مواد مخدر و باندهاي فحشا و ولگرد معرفي مي‌نمايد بايد تغيير كند.

- دوران كودكي مهمترين زمان براي شكل‌گيري و تكوين شخصيت كودك مي‌باشد. از اين منظر كودكان كار و خيابان مورد تهديد مي‌باشند. لذا مسئولين موظفند بدون فوت وقت حمايت‌هاي مقتضي را در دستور كار خود قرار دهند تا كودكي آنها سوخته نشود.

- آموزش اجباري و رايگان، حق همة كودكان است. تأمين امكانات آن مي‌بايست توسط دولت فراهم گردد.

-تامين اجتماعي كودك و پرداخت بيمه بيكاري بدون قيد و شرط به خانوادة او يك شرط عملي مهم براي لغو كار كودكان است.

- از آنجا كه آسيبهاي جسمي و روحي ناشي از كار تا آخر عمر كودك ماندگار است و در حقيقت كار فرصت كودكي را از آنان سلب مي‌كند؛ ما خواستار حذف همة اشكال كار كودكان هستيم.

- ممنوعيت و اعلام جرم عليه تمامي اشكال شكنجه و آزار كودكان، به هر شكل و بهانه (تنبيه، تربيت، سوء استفاده‌هاي مختلف و )؛ توسط هر شخص و ارائه راهكارهاي حقوقي و اجتماعي جهت مقابله با آن.

- به منظور ايجاد مصونيت براي كودكان؛ ما خواستار در نظر گرفتن بيمه و تأمين اجتماعي فراگير هستيم.

- با وجود فراواني كودكان كار و خيابان و معدود بودن مكانهاي دولتي كه مورد اعتماد كودكان باشند. لذا ما خواهان ايجاد تسهيلات قانوني و مالي از طرف مسئولين براي تأسيس مكان‌هاي ثابت و قابل دسترس براي كودكان از طرف NGO ها مي‌باشيم.

- كودكان مهاجر بويژه مهاجرين جنگي جدا از مليت، نژاد، مذهب و بخصوص كودكان افغاني و عراقي در ايران، بايستي از تمامي امكانات رايج در كشور بدون هيچ قيد و شرطي برخوردار گردند.

- از آنجائي كه دولت جمهوري اسلامي ايران از امضاء كنندگان پيمان نامه جهاني حقوق كودك است، از اينرو تبليغ، ترويج و آموزش اين حقوق از وظايف و تعهدات دولت و دستگاههاي ذيربط و رسانه‌هاي گروهي (راديو، تلويزيون و مطبوعات) و آموزش و پرورش مي‌باشد. ما خواهان اجراي فوري اين اقدامات هستيم.

- لغو وجوه ورودي بيمارستانهاي و مراكز بهداشت و درمان و همچنين هزينه و شهرية تحصيلي و ديگر امكانات و سرويس‌هاي عمومي براي كودكان.

- حمايت قانوني از سرپرستي توسط مادر و يا پدر بطور يكسان به هنگام جدائي.

- بيجه و خفاش شب محصول بي توجهي جامعه به نيازهاي انساني آنهاست. جامعه و مسئولين آن بايد با توجه به اين نيازها از كشيده شدن به اين ورطه؛ “همين امروز” جلوگيري كند.

- ما خواستار اجراي فوري و دقيق مفاد پيمان نامه جهاني حقوق كودك و ديگر مصوبات بين‌المللي براي حمايت از حقوق كودكان بويژه كودكان كار و خيابان هستيم.

دستان همه شما NGO ها و تك تك انسانهايي كه در اقشار و طبقات مختلف با انواع تشكلها كه از تبعيضات در رنج‌اند را مي‌فشاريم و همياري‌تان را براي احقاق اين حقوق خواستاريم.

 

14 مهر ماه 85

جمعيت دفاع از جهاني شايسته كودكان

صندوق پستي 371-18735

تلفن: 33390391

 

نوشته شده توسط سامی در 11:59 | | لینک به این مطلب
سه شنبه هجدهم مهر 1385

قطعنامه روز جهانی کودک در سنندج

 

 

از آنجایی که میلیونها کودک در دنیا گرسنه اند.

از آنجایی که میلیونها کودک از بی مسکنی و یا بد مسکنی در عذابند.

از آنجایی که میلیونها کودک بخاطر محرومیت از بهداشت مناسب و امکانات درمانی جان میسپارند.

از آنجایی که هزاران کودک بی سرپناه در شهرهای بزرگ آواره اند.

از آنجایی که میلیونها کودک از تحصیل محرومند.

از آنجایی که میلیونها کودک به کار کشیده میشوند و مورد استثمار وحشیانه قرار میگیرند.

از آنجایی که تبعیض آشکار بین کودکان پسر و دختر حکم میراند.

از آنجایی که کودکان در ابعاد میلیونی از آسایش، تفریح و ورزش محرومند.

از آنجایی که جنگ بین قدرتها شیرازه جامعه را از هم خواهد پاشید و کودکان بیشترین قربانی و بیشترین آسیب را متحمل خواهند شد.

 

اعلام می کنیم:

 

هیچ ملاحظه اقتصادی، فرهنگی، ملی وسیاسی بر منفعت کودک ارج نیست و بلا واسطه تامین یک زندگی شاد ایمن وخلاق باید در دستور دولت، قرار گیرد. از این رو خواسته های زیر، مطالبات ما در روز جهانی کودک می باشد:

 

1- ممنوعیت کار حرفه برای کودکان زیر 16 سال.

2- تامین تغذیه کودکان جدا از شرایط مالی خانوادها. در مدارس و مهد کودکها غذای مکفی و مجانی باید در اختیار کودکان قرار گیرد.

3- خدمات بهداشتی در بالاترین سطح و بطور رایگان برای کودکان.

4- آموزش و پرورش رایگان و اجباری برای همه کودکان.

5- تامین مسکن مناسب با بالاترین استاندارد برای همه.

6- تامین مهد کودکهای مجهز، مدرن و مجانی برای همه.

7- تحت تکفل قرار دادن کودکان بی سرپرست توسط دولت و تامین مسکن و امکانات زندگی و تربیتی با استانداردهای بالای بین المللی.

8- برخورداری کودکان از امکانات مناسب جهت انجام فعالیتهای فرهنگی، هنری و ورزشی.

9- مراقبتهای ویژ ه زنان باردار و نوزادان از نظر تغذیه و بهداشت بدون در نظر گرفتن شرایط خانوادگی.

10- برخورداری کامل کودکان مهاجر و بطور مشخص کودکان مهاجرین افغانی از مسکن، بهداشت، تغذیه مکفی و تصحیل.

11- تامین یک زندگی شایسته انسانی برای کودکان دارای نقص بدنی و یا ذهنی.

12- حمایتهای ویژ ه مادی و معنوی از خانواده هایی که با یک سرپرست هستند و بویژ ه مادرانی که جدا شده اند.

13- مقابله قاطع و قانونی با تجارت سکس کودکان.

14- ممنوعیت حبس و زندانی کردن کودکان. مجازات اعدام لغو گردد.

15- ممنوعیت هر نوع تعرض به جسم و روح کودک به بهانه های مختلف.

16- ممنوعیت تنبیه بدنی، اعمال فشار روانی و ارعاب کودکان.

17- رفع هر نوع تبعیض بین کودکان دختر و پسر.

18- ممنوعیت و جرم بودن رابطه جنسی افراد بزرگسال با افراد زیر سن قانونی. سن قانونی بلوغ جنسی 16 سال است.

19- اعمال مجازاتهای سنگین بخاطر سرقت، خرید و فروش کودکان.

20- کودکان به سلاح اتمی نیاز ندارند و هر گونه تهدید حمله نظامی به ایران باید متوقف شود.

 

 

 

کمیته برگزاری روز جهانی کودک - سنندج

 

16 مهر ماه 1385

 

بازتکثير از کميته کردستان حزب کمونيست کارگري ايران

نوشته شده توسط سامی در 11:48 | | لینک به این مطلب
یکشنبه نهم مهر 1385
برگرفته از نشریه جوانان کمونیست 265

 

 

 "چپ رادیکال": کرنش به دمکراسي

 

جلوه اي از جدال بر سر مارکسيسم در دانشگاه!

 

مصطفي صابر

 

 

دانشگاه: جدال بر سر مارکس!

 

اتفاق جالبي در دانشگاه رخ ميدهد. اين اتفاق البته تازه نيست، ولي اين روزها دارد با قد و قامت تمامتري خود را نشان ميدهد:  همه فعالين سياسي کم و بيش چپ شده اند. چپ به مفهوم وسيع آن، چه چپ کارگري و چه بورژوايي. خود را چپ و سوسياليست قلمداد کردن و مارکس خواندن  در ابعاد وسيعتري مد شده است. چندانکه  راست هم اگر بخواهد حرف بزند بايد قباي چپ به تن کند و به نام مارکس و لنين و چه گوارا و کائوتسکي و غيره حرف بزند تا گوش شنويي پيدا کند. انجمن اسلامي هاي ديروز که زير علم اصلاحات ميخواستند کاري بکنند امروز از سوسياليسم و مارکس حرف ميزنند. طرفداران ايده هاي پست مدرنيستي رفته اند و نزديکترين نويسنده هاي "مارکسيست" به خود را از گرد و خاک قفسه هاي بيرون کشيده اند و مفسر مارکس و منقد لنين شده اند. اصلا خود جمهوري اسلامي هم مدتي است در پي تقويت نوعي مارکسيسم دانشگاهي و دستگاهي است. به استاداني حقوق ميدهد که در مورد انديشه هاي مارکس کلاس بگذارند و کتابهاي قطور چاپ کنند...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سامی در 18:29 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385
بر گرفته از نشریه جوانان کمونسیت 264

 

با تمام وجودم!

 

در حاشیه کمپین نجات کبرا رحمانپور

 

 

کمپین نجات کبرا همه را به حرکت درآورده است. این را میشود بصورت های گوناگون نشان داد اما من میخواهم از دید وبلاگ  save-kobra.blogfa.com به این موضوع بپردازم. این وبلاگ را تقریبا لحظه به لحظه دنبال کرده ام و با این که فقط چند روز است درست شده تا این لحظه (عصر روز دوشنبه) حدود 800 نفر با اسم و امضاء و مشخصات به کمپین نجات کبرا پیوسته اند. همه جور آدمي را آنجا مي بينيد. از هر مرام و عقيده اي از فعالين سرشناس تا  کساني که شايد خيلي کار به سياست نداشته باشند. همه متحد شده اند تا کبرا را نجات دهند. کامنت ها و اظهار نظرها کلي آدم را سرحال مي آورد. من اينجا فقط ميخواهم شمه اي از اين اظهار نظرها را نقل کنم.

فضاي عمومي اظهار نظرها اينست که عزم جزم کرده ايم کبرا را نجات دهيم. اينرا بهتر از همه بنيامين گفته است:

بنيامين ماشا: با تمام وجود ام..و با اتکا به حس نوع دوستي ام..

اين يکي کامنت هم جالب است. مخلوطي از زبان ترکي و فارسي را استفاده کرده است:

جواد رهبر: کاش اعدام اولماسين!

اما اين تقريبا يکي از آخرين کامنتي است که من توانستم قبل از انتشار نشريه بردارم.  به فراخوان خانواده کبرا و خانواده نازنين فتحي و خانواده حقيقت جو براي تظاهرات روز يکشنبه دوم مهر جواب داده است:

صدري: من با اين خانواده ها کاملأ احساس همدردي ميکنم و سعي ميکنم آن روز من هم در کنارشان باشم. اين وظيفه انساني همه مردم است که اين خانواده ها را از چنين شرايطي نجات دهند. جان انسان شيرين است نبايد هيچ انساني اعدام شود. اعدام حکمي وحشيانه است. هر کدام از ما فقط يک با شانس زندگي داريم و اين حق هر انساني است که تا لحظه مرگ طبيعي زندگي کند. دستتان درد نکند براي اقدام انسانيتان

اين کمپين از خارج و داخل خيلي ها را در بر گرفته است. مثلا:

شباهنگ: با تمام وجود از کمپين کبرا رحمان‌پور حمايت مي‌کنيم. من همه وقت آزادم را صرف حمايت از اين کمپين مي‌نمايم، براي آگاهي رساني، جلب نظر و توجه ديگران با ايميل و غيره براي امضاي و حمايت هر چه بيشتر مردم ايران و جهان و هر چه که از دست ما بر مي‌آيد.  ديگر بس است زجر و شکنجه روحي، کبرا را آزاد نماييد. مگر از انسانيت و همنوع دوستي در اين ديار چيزي باقي نمانده است!

يا مثلا:

جمعي از دانشجويان چپ دانشگاه کويين ماري لندن: حکم اعدام کبري رحمانپور، هرچه زودتر بايد لغو گردد. بدينوسيله، ما دانشجويان چپ دانشگاه کويين ماري لندن، حکم ناعادلانه عليه کبري رحمانپور را شديدا محکوم ميکنيم و خواستار آزادي هر چه سريعتر کبري هستيم.

فرزانه: بدينوسيله از کبرا حمايت ميکنم.. فرزانه از سوئد.

علي کمالي: اينجانب علي کمالي حمايت خودم و خانواده ام را نسبت به اعدام نشدن اين دختر جوان اعلام ميکنم و خواستار بخشش او از مسئولين دارم. به اميد آزادي اين دختر جوان به آغوش خانواده اش. انگلستان.

علي خير انديش: سلام.من به نوبت خود اجراي حکم خانم کبرا رحمان پور را محکوم ميکنم وخواستار  آزادي ايشان هستم بهرحال مطا بق حقوق بين الملل ايشان بايد تبرئه شود ويا حداقل حکم ايشان اعدام نيست، فرانسه.

اسد حيدري: اعدام مجازات نيست. تعرض فيزيکي به جان انسان شنيع ترين قتل عمد و يادگار دوران بربريت است. اعدام قتل از پيش طراحي و سازماندهي شده است. جلو اين توحش بايد ايستاد نه کبرا و نه هيچکس ديگري نبايد اعدام شود، استراليا.

حميد رضا ظريف نيا: با درود به شما. حميد رضا ظريف نيا هستم از کميته دانشجويه گزارشگران حقوق بشر، لطفا نام مرا در ليست اعتراض کنندگان به اين حکم نا عادلانه و غير انساني اضافه نماييد. بدرود، پاينده آزادي و حرمت انساني.

هر کسي که دلش براي انسانيت ميسوزد پا جلو گذاشته است. حتي کساني که هنوز ميخواهند دست به دامن خود جمهوري اسلام بشوند.

دانيل: يک پيام براي رهبر جناب آقاي خامنه اي: خواهش مي کنم حکم اعدام کبرا رحمان پور را کاهش دهيد به حکمي که او را زنده نگه دارد تا بتواند طلب عفو کند. رحمت و بخشايش از طرف انسان ها نسبت به يک ديگر در شرايط عادي آسان است، هميشه در شرايط خاصي مثل اين يکي است که اگر بتوانيد نداي استغفار و کمک را بشنويد و به آن پاسخ مثبت دهيد وسيله شده ايد تا معجزه ي خدا به پا داشته شود.

يا کساني که ميکوشند خانواده اوليا دم را قانع کنند :

علي يميني: قصاص راه حل نيست و روي صحبتم با خانوادۀ اولياي دم ميباشد لذتي که در عفو است در انتقام نيست.

يا کسي که هنوز نمي داند موضوع دقيقا چيست:

محمد: درسته که نمي دونم قضيه چيه ولي محکوم مي کنم.

تا حقوق داني که استدلالات خاص خودش را دارد:

داوود: کبرا رخمانپور بايد و يلافاصله و يدون درنگ آزاد شود. من يک حقوق دان و دکتراي حقوق هستم . طبق قانون وزير دادگتري و رئيس قوه قضائيه اختيار دارند که از حقوق مظلومي دفاع کنند وقانون اين اختيار به آنها داده است که مظلوم را از اعدام برهاندو به جامعه باز گرداند و اگر بگويند که اين اختيار را ندارند از دو حال خارج نيست يا نميخواهند و يا از قانون اطاعي ندارند. بشرط آنکه دادگاهي صلاحيت دار تشکيل شود و هيئت منصفه هم در دادگاه باشند و راي بدهندمن حاضرم تمامي دادستانها و قضات دادگاهها را در باره کبرا رحمانپور به محاکمه بکشم و محکوم کنم.ولي همه ميدانند که در ايران دادگاه وجود نداردو اعتبار قانوني نداردو همه ميدانند که قضات و دادستانها هيچکدام حقوق نخوانده اندو از حقوق اطلاي ندارند. کبرا رحمانپور را و همه آنهائيکه که وضعي مشابه رجمانپور را دارند آزاد کنيد.

تا کسي که وارد جزئيات پرونده شده و سعي کرده است، دلائل محکمه پسند براي نجات کبرا بياورد:

علي کبيري: بسيار متعجبم كه قاضي بيدادگاه اسلامي حكم اعدام را براي اين دختر جوان صادركرده است. چنانكه از محتويات پرونده برميآيد كبري دربازگشت بخانه با مادر شوهر(چه شوهري؟) خود مواجه ميشود. مادرشوهر نامبرده پس از نثار فحشهاي ركيك به متهم به آشپزخانه رفته وبا كارد آشپزخانه به كبري حمله ميكند. كبري براي نجات جان خود اقدام به گرفتن كارد آشپزخانه از دست مادرشوهرش ميكند وبهمين خاطر هم بادست خالي تيغه كارد را لمس كرده و چند بريدگي عميق دردستانش بوجود ميآيد. گزارش پزشكي قانوني ونظر كارشناسان جرم نيز اين واقعيت را احراز ميكند. بنابراين اين قتل باقصد قبلي وحتي جنون آني نيز بوقوع نپيوسته، بلكه كبري براي احتراز از كشته شدن توسط مادرشوهرش از جان خود دفاع كرده است. لذا اين قتل از نوع قتل عمدي بشمار نميرود وهر كسي مجاز است تااگر مورد حمله مهاجمي كه قصد جان او رادارد از جان خود دفاع كرده و خطرمهاجم را رفع كند. نتيجه آنكه حكم صادره توسط قاضي حكمي است كه متكي بردلائل و شهود ونظر كارشناسان جرم نبوده وحكمي غير عادلانه است. در اينمورد حتي نيازي به رضايت اولياي دم نيست واين دختر بعداز اينهمه شكنجه هاي روحي كه طي ساليان دراز، چه در خانه پدري ودست وپنجه نرم كردن بافقر و بيماري ونداري وچه در خانه مردي كه اورا صرفا براي ارضاي شهوات نفساني خودوخدمتكاري خانه اش استثمار كرده ومورد آزارهاي جسمي ورواني قرارداده وحتي بااستناد به قوانين موضوعه جمهوري اسلامي، بايد مورد عطوفت قرارگرفته وبلافاصله آزادشود. من بعنوان يك انسان مجازات اعدام براي كبري رحمانپور را محكوم ميكنم.

از کسي که اميدي چنداني به نجات کبرا ندارد،

به من گير ندید: وقتي موضوع بزرگ ميشود راه حل آن هم بزرگتر ميشود . شايد در ابتدا جلب رضايت اوليا دم کار راحتتري بود اما اينبار کل سيستم قضايي زير سوال ميرود .فکر ميکنيد نتيجه اي خواهد داشت؟ من دعا ميکنم حکم اعدام لغو بشه هر چند خدا دعاي مرا قبول نميکند.

تا فعالين مختلف از جريانات  مختلف که مصمم اند کبرا را نجات دهند:

رزا: وقت کم است. کار بزرگي در پيش داريم. کبري هر روز يک قدم به چوبه دار نزديک مي شود. دوشنبه آينده يک تظاهرات اعتراضي اعلام کرده ايم. بعلاوه تا به حال با افرادي نظير ژيزل حليمي، وکيل بين المللي و فعال حقوق زنان و ژاک راليت، سناتور و عضو حزب کمونيست فرانسه هم تماس گرفته ايم. فعاليت هاي ديگري نيز در نظر گرفته ايم که سعي خواهيم کرد در فرصت هاي بعدي به اطلاعتان برسانيم. آذر درخشان، فتانه زرشناس، مهري زند، زهره ستوده، جميله ندايي، سپيده همراز، کميته ضد سنگسار پاريس و جمعي از زنان کارزار لغو قوانين نابرابر و مجازات هاي اسلامي عليه زنان. 
تا کسي که با ديدين کمپين نجات کبرا به وجد آمده و تلاش هرچند کوچک خود را ميکند:

محمد جعفري: سلام. منم اميدوارم که کبرا جان نجات پيدا کنن. از روزي که متوجه شدم دارم واسه آزادي کبرا تلاش خودمو هرچند کوچک ميکنم دارم به وب ها خبر ميدم که نمونش : http://weblog.aminsabeti.com هست. اميدوارم بيشتر بتونم کمک کنم.

تا فعالين سرشناس، مثلا مريم نمازي، شادي صدر و  خيلي هاي ديگه.

مثلا نازنين افشين جم، ملکه زيباي کانادا در سال 2003  که در کنار مينا احدي در کمپين ديگري براي نجات جان "نازنين فاتحي" مشغول فعاليت است مينويسد: " کبرا رحمان‌پور با ندانستن اين‌که اعدام خواهد شد يا نه, هفت سال شکنجه‌ي رواني را در زندان گذرانده است. بارها با ترس گفته است که طناب دار را دور گردنش احساس مي‌کند.جامعه‌ي بين‌الملل بايد با همبستگي براي نجات جان اين دختر جوان و سايريني همچون نازنين مهاباد فاتحي, ملک قرباني, دلاره دارابي و غيره تلاش کند. ما بايد گرد هم آييم و قوانين را تغيير دهيم تا هيچ کس ديگري قرباني نشود.به خانواده‌ي کبرا رحمان‌پور........قلب من با شما است. لطفا مرا در جريان قرار دهيد که چگونه مي‌توانم بيش‌تر کمک کنم."

در اين ميان ديدن نام افشين خواننده جواني که اين روزها در دنياي موزيک ايراني که در خارج از کشور توليد ميشود در مرکز توجه قرار دارد، در خور توجه بود. او در مورد اعدام حرف ميزند: "با سلام. من حمايت خود را از کبرا اعلام ميکنم و با اعدام نه تنها او بلکه هر انساني مخالفم."

صحبت موسيقي شد اين يکي هم جالب بود:

رضا علامه زاده: لطفا نام مرا نيز اضافه کنيد. نويسنده و فيلم ساز از هلند.

بعضي از اين کامنت ها درجه تاثر قلبي نويسنده را به خوبي نشان ميدهد. باعث ميشود خود را در زندان تصور کنم. حتي فکر کردن به اين موضوع عذاب آور است. اما کبرا شش سال است که در چنين وضعيتي قرار داد. و همانطور که خودش ميگوييد: " الان جسم بي روحيست که ترس طناب دار، خنده وشادي را از ياد او برده است. او از مردن ميترسد. دردناک است. آلن کسي است که غم از بين رفتن کبرا در چند خطي که نوشته است موج ميزند. "

 آلن دياکو: واقعا جايي تاسف است. کاشکي من و خانواده ام کاري از دستمون ساخته بود. نيم ساعتي ميشه که ساکت نشستيم و به درد پدر مادر کبرا فکر ميکنيم. اميدواريم کبرا آزاد بشه و برگرده به آغوش گرم خانوادش. آلن دياکو از نروژ.

منيژه ادامه ميدهد:  من به کبرا خيلي فکر ميکنم. اميدوارم به زودي به کانون گرم خانوادش برگرده.

در ميان اين اظهار نظر ها بعضا بحث هاي نيز حول اينکه فايده و تاثير واقعي اعلام حمايت از کبرا چيست؟ در اين مورد کاوه اسماعيلي معتقد است که اين امضا ها به هيچ دردي نمي خورد او ميگوييد: " هر چند امضا هاي ما به هيچ دردي نميخوره.اما براي ثبت در تاريخ".

اما بقيه با او موافق نيستند. مسئول کمپين " براي نجات جان کبرا" نظري متفاوت دارد:

کاوه عزيز، ممنون که اعلام حمايت کردي . خوب است بداني همين امضا ها و اعلام حمايت ها تا کنون توانسته جان انسان هاي زيادي را نجات بدهد . امضا وتلاش ما براي نجات انسان ها نشان دهنده وجود جنبش عظيم و قدرت مند عليه اعدام و هر جنبش انساني مثل عليه آپارتايد جنسي ، مثل عليه حجاب و... است . حکومت ها عملا نمي توانند مستقل از افکار عمومي هرچه مي خواهند بکنند .اين امضا ها و تلاش ها نشان دهنده توجه افکار عمومي به اين مسئله است.

زهره آزادي ادامه ميدهد: من هم امضا ميكنم، اما نه مانند كاوه و براى ثبت در تاريخ بلكه بخاطر تغيير جهت تاريخ. به سمت دنيايى كه نه اعدام باشد و نه سنگسار و جان و حرمت انسان ها باارزشترين باشد.

در ميان اين همه نوشته و اسامي مختلف، يک اسم و يک سطر بيشتر از همه مرا تکان داد. چاوان 10 ساله که خود قرباني همان ظلم و بي عدالتي است که امروز گريبان گير کبري شده است.

چاوان: " من چاوان مرادي هست. در زندان سنندج به دنيا آمدم والان ١٠سال عمر دارم.  من  مخالف اعدام  کبرا رحمانپور هستم."

معلوم نيست چرا چاوان در زندان پا به اين دنيايي وارونه گذاشته است. نمي دانم چرا اصلا يک کودک 10 ساله بايد مفهوم اعدام را بداند و در حمايت از انساني ديگر و براي ادامه حيات او نامه اي را امضا کند. اينها همه از "برکت" وجود يک مشت مفت خور بي عرضه است. عده اي احمق که بوي از انسانيت نبرده اند....

در اين مورد خيلي ها با من همنظرند.

سيروس ع:  ا ين دختر هم مثل ديگران قرباني فرهنگ منحطي است که به جامعه ما تحميل شده است و تا اين فرهنگ از ميان برده نشود ( دختران ) زيادي ميبايست به مسلخ کشيده شوند. کبرا را آزاد و فرهنگ برده داري و ظلمت را به اعدام بسپاريد.

فرهاد بازيران: کبرا نتيجه بي عدالتي دز ايران اسلاميست. به نام انسانيت به داد او برسيد. زنده باد انسانيت.

 سعيد صالحي نيا: من سعيد صالحي نيا، عضو حزب کمونيست کارگري ايران مخالف اعدام کبرا و مخالف اعدام همه انسانها هسيم. برچيده باد بساط اعدام، سنگسار، برچيده باد بساط حمهوري اسلامي سرمايه دار در ايران، زنده باد سوسياليزم. سعيد، شيکاگو، برنامه کمونيسم کارگري رنگارنگ تي وي.

سيامک: اين فاجعه انسانيه که يه دولت مرتکب ميشه دولتي که تو سوابقش کمم از اين جنايتها نکرده عاطفه و ... فجيعترين صورت آن حالت اجراي علني اونه که در شکل اجراي حق و عدالت خداوندي !!!! صورت مي گيرد.

 

حتما اين وبلاگ را ببينيد و هم امضاء کنيد و هم کامنت ها را بخوانيد. در پايان ميخوام بيشتر به اين بپردازم که چه بايد کرد؟ مثلا امير کمالي فر معتقد است که قضات پرونده بايد کاري بکنند. امير مينويسد: " با سلام.از تمامي قضات و صاحبان راي پرونده خانم کبري رحمان پور استدعا دارم که با استناد به کليه ادله مستدل و موجود پرونده که في نفسه ايشان را نه تنها از ارتکاب قتل عمد مبري ميکند بلکه به انگيزه اقدام طبيعي در دفاع از خود نيز تجهيز مينمايد, نامبرده را ضمن تبري از حکم اعدام به طور بي قيد و شرط آزاد فرماييد.در ضمن حضرات, فراموش نکنيد که ايشان يکي از ميليون قربانيان فقر مادي ايرانيان ساکن ايران است که در چنگال فقر فرهنگي خانواده شوهرش و جبر و ظلم منتج از آن در حين دفاع از خود مرتکب قتلي نا خواسته شد. ارادتمند. امير کمالي فرد."

ديديم که بعضي معتقد هستند جان کبري در دست خانواده مقتول است و بايد آنها را راضي کرد. من فکر مي کنم هيچ يک از اينها راه حل نيست. مشکلي اصلي وجود حکم اعدام است. در کشوري که حکم اعدام وجود دارد، حتما اين حکم را گذاشته اند که اعدام کنند. طبق قوانين قرون وسطي اسلام اعدام يک مجازات طبيعي به شمار ميرود. و جمهوري اسلامي به عنوان مبشر اسلام ناب محمدي مجري اين حکم است. اگر مي خواهيم در ايران هيچ کس و به هيچ بهانه اي اعدام نشود بايد جمهوري اسلامي را سرنگون کنيم. اما در مورد کبرا و همين امروز که هنوز جمهوري اسلامي در قدرت است بايد چکاري انجام داد؟  به نظر من اين سياست رژيم است که پشت خانواده مقتول خود را مخفي کند. مي خواهد از زير بار مسئوليت اين حکم شانه خالي کند و همه چيز را متوجه خانواده مقتول کند. به نظر من بايد فشار را بر روي رژيم گذاشت. بايد در برابر اين حکم قاطعانه ايستاد. بايد به فراخوان خانواده رحمانپور، فاتحي و حقيقت جو براي تجمع در روز دوم مهر در برابر مقر سازمان ملل در تهران جواب مثبت داد. بايد سعي کنيم براي اين تجمع نيرو بسيج کنيم. به دوستان و آشنايان خود خبر دهيد. روز اول مهر فرصت مناسبي براي خبر کردن همه دانش آموزان و دانشجويان است.

  

نوشته شده توسط سامی در 13:1 | | لینک به این مطلب